صهبای عزیز
دختر شیرین لبخندم
سلام
روزت مبارک. روز دختر بر تو دختر خوبی که همیشه میxadخواهی خوب باشی، مبارک باشد. میxadخواهم به قدر سواد کمی که دارم درباره دختر بودن با تو صحبت کنم. راستش را بخواهی، فرقی ندارد؛ دختر یا پسر همیشه با انتظارات و توقعاتی روبرو هستند که اگر خوب به هرکدامشان نگاه کنی، بار سنگینی از مسئولیت را احساس خواهی کرد. هر جامعهxadای بسته به فرهنگ و رسوم و بعضاً رسوبات سنتش، نقشxadهایی از دختر یا پسر انتظار دارد و در جامعه ما هم همین است. البته این را بگویم که در تقویم ما روز پسر وجود ندارد و این موضوع این نامه نیست!
این روزها صحبت از دخترها زیاد است: دخترهای ایران. این روزها بحث درباره دخترکی به نام آتنا است که رفت آب بنوشد و برنگشت... داستان غمxadانگیزی است. گفتمان رسمی هم مثل همیشه این است که: بزهxadدیده مقصّر است! و با این گفتمان عقبxadافتاده بزهxadدیدهxadشناسی اولیه، خشونتxadهای جسمی علیه کودکان و زنان، تأیید و تکثیر میxadشود. بحث درباره کیمیا است که پس از چند دهه مبارزه دختران ایران برای به رسمیت شناخته شدن حقّ ورزش و سلامتشان، بخت طلای المپیک است و ترخیصش از بیمارستان، همانطور که ما را خوشحال میxadکند، حتماً بعضی را نگران و مضطرب خواهد ساخت. و البته بحث درباره مریم است که در ابتدای جوانی، وقتی مثل خیلیxadهای دیگر متوجه شد وطنش گنجایش او را ندارد، ترک وطن کرد. او در مدارس همین کشور درس خواند و بعد به یکی از بزرگترین نوابغ ریاضی جهان بدل شد و آخر سر مسامحهxadاش بر سر سلامت، جانش را گرفت. میxadبینی خبرهای دخترها این روزها مثل اغلب خبرها، تلخ است. امّا آنچه تلخxadتر است این است که اکثر ما پدرها و حتی شاید مادرها، ته ذهنمان از همان رسوبات و تیرگیxadهای به گلxadنشسته داریم، کلیشهxadهایی درباره دختر و پسر، کلیشهxadهایی درباره «توانستن»، «فرصت» دادن و البته شاید حتّی سرکوب. این کلیشهxadها هیچ ربطی به ستونهای اصیل فرهنگ و اعتقادات ملّی و مذهبی ما ندارد. اینها نمیxadدانم از کجا آمده، از ذهنیتxadهای طبیعی، از تاریخ استبدادی، از استعمار یا از هر جای دیگر؛ به هرحال حدود نیمی از توان توسعه ایران را به سکون واداشته است و بعضاً تئوریزه شده و رنگ و لعاب تقدّس هم گرفته است. من حتی فکر میxadکنم آقای رییس جمهور هم ته ذهن خودش، چنین کلیشهxadهایی دارد یا شاید آن کسانی که میxadخواهد برای رأی آوردن کابینه، دلشان را به دست بیاورد. آن رییسxadجمهور قبلی هم که وزیر زن آورد، مطمئن نیستم هدفش حمایت از توانایی زنان بوده باشد. بعضی مدیران بالادستی، به زنان میدان میxadدهند چون به اشتباه تصوّر میxadکنند آنان زیردستانی آرامxadتر هستند که اهداف اجرایی و اداری مدیران را بهتر و بدون کمترین مخالفت به اجرا میxadگذارند و همین که اندکxadاندک مخالفتها را دیدند، شاید آشفته شوند.
کلیشهxadهایی که گفتم، نقش مخرّبی در تشکیل هویت فردی ما دارند، توان ما را هدر میxadدهند، فرصتxadها و استعدادهای ما را میxadسوزاند، روابط اجتماعی ما را تخریب میxadکند. این که هنوز نتوانستهxadایم کلیشهxadهای نامربوط را بشکنیم و مدل مناسبی جایگزینش کنیم نباید مانع اندیشیدن درباره آینده باشد. نمیxadخواهم و نمیxadتوانم نصیحتی بکنم درباره دختر بودن یا دختر خوبی بودن. فقط میxadخواهم روزی را ببینم که دختران ایران، بدون محدودیتxadهای غیرضروری که گاه از سوی کلیشهxadها و گاه از سوی خودشان به آنها تحمیل میxadشود و بدون توجّه به حاشیهxadها و موضوعات کوچک، خود را به ساختارهای کلان جامعه مشغول سازند، زیبایی را بیش از صورت در سیرت خویش بسازند و همانطور که پسران باید در نقشxadهای خانوادگی خود، فعّال باشند آنها نیز ضمن ایفای نقشxadهای خانوادگی، برای توسعه ایران کمر همّت ببندند و برای روزها و سالهای بعد، توشهxadهای عظیم از خوشهxadهای کوچک بسازند که دختران و پسران، همه «فرزندان این سرزمین» هستند.
برچسب:
نویسنده: مهراد باقری